خرید : جملات شرطی نوع دوم
عنوان فایل :‌ جملات شرطی نوع دوم
0 تومان

جملات شرطی نوع دوم

اشتراک گذاری این صفحه

توضیحات

جملات شرطی نوع دوم در واقع حال غیرواقعی نامیده می‌شوند. در این پادکست آموزشی رایگان که در خدمت شما زبان دوستان قرارگرفته است به طور مفصل با جملات شرطی نوع دوم آشنا می‌شویم.

شرطی نوع دوم (Second conditional):

این نوع جمله شرطی، حال غیرواقعی (present- unreal) نامیده می‌شود. شرطی نوع دوم مربوط به زمان حال (و زمان آینده) می‌باشد و بیانگر عمل یا حالتی غیرواقعی و تخیلی است که امکان انجام آن وجود ندارد.

مثلاً وقتی کسی می‌گوید: "اگر به قدر کافی پول داشتم، کار نمی‌کردم."

معنای گفته او این است که به قدر کافی پول ندارد و لذا ناچار است که کار گند. لذا جمله بالا جمله تخیلی و غیرواقعی است. به همین دلیل است که فعل‌های جمله به شکل گذشته بیان می‌شود اگرچه معنای جمله به زمان حال و یا آینده مربوط است. بنابراین هرگاه بخواهیم جمله‌ای تخیلی و غیرواقعی را راجع به حال یا آینده بیان کنیم از شرطی نوع دوم استفاده می‌کنیم.

If I had enough money, I wouldn’t work anymore. (I don’t have enough money, so I have to work.)

 

یا وقتی گفته می‌شود: "اگر خسته نبودم به تو کمک می‌کردم." منظور آن است که "خسته‌ام و نمی‌توانم به تو کمک کنم."

If I wasn’t tired, I’d help you. (= I am tired and I can’t help you.)

 

  1. در شرطی نوع دوم قسمت شرط به شکل گذشته بیان می‌شود و در بخش اصلی از افعال کمکی would، could و might استفاده می‌شود.

 

توضیح مهم: نباید فراموش کرد که شرطی نوع دوم به شکل زمان گذشته بیان می‌شود ولی معنای آن به زمان حال یا آینده مربوط است. این جمله‌ها هیج ارتباطی به زمان گذشته ندارد. مثال‌های زیر را بررسی کنید.

 

If I had computer skills, I’d apply for this job. (= I don’t have computer skills, so I won’t apply for the job.)

اگر می‌توانستم با کامپیوتر کار کنم، برای این کار تقاضا می‌دادم. (= نمی‌توانم با کامپیوتر کار کنم لذا برای این کار تقاضا نخواهم داد.)

 

If I lived in a big city, I could go to a good univercity. (I don’t live in a big city, so I can’t go to a good univercity.)

اگر در یک شهر بزرگ زندگی می‌کردم می‌توانستم به یک دانشگاه خوب بروم. (= در شهر بزرگ زندگی نمی‌کنم و لذا نمی‌توانم به دانشگاه خوبی بروم.)

 

If I could speak French and German, I could work as a tour guide.

اگر می‌توانستم فرانسه و آلمانی صحبت کنم، می‌توانستم به عنوان راهنمای توریست‌ها کار کنم. (در قسمت شرط جمله شرطی نوع دوم می‌توان از فعل کمکی could استفاده کرد.)

 

 If I didn’t have to work, I’d go on a long vacation.

اگر مجبور نبودم کار کنم به یک تعطیلات طولانی می‌رفتم.

 

If I was taller, I’d take up basketball.

اگر قد بلندتر بودم شروع به یادگیری بستکبال می‌کردم.

 

در انگلیسی محاوره‌ای و غیررسمی در بخش شرط اغلب از was استفاده می‌شود ولی در انگلیسی نوشتاری یا رسمی were نیز به کار می‌رود. به هرحال در عبارت if I were you (اگر به جای تو بودم) همیشه از were استفاده می‌شود.

If I were you, I’d give up smoking.

اگر به جای تو بودم سیگار را ترک می‌کردم.

 

  1. معمولاً در بخش شرط جمله شرطی نوع دوم از would استفاده نمی‌شود لیکن در خواهش‌های مودبانه می‌توان از would در بخش شرط استفاده کرد.

If you’d like to wait for a few minute, Mr Jackson will see you. (= please wait for a few minutes.)

اگر لطفاً چند دقیقه منتظر بمانید آقای جکسون شما را خواهد دید.

 

  1. معمولاً بخش شرط در ابتدای جمله بیان می‌شود ولی می‌توان جمله را با بخش اصلی نیز شروع کرد.

If I lived near my workpalace, I’d walk to work.

اگر نزدیک محل کارم زندگی می‌کردم، پیاده سرکار می‌رفتم.

I’d walk to work if I lived never my workplace.

 

  1. جملات شرطی نوع دوم که با if I were you (اگر به جای تو بودم) شروع می‌شوند در واقع جمله شرطی نیستند. این نوع جملات برای نصیحت کردن مودبانه و غیرمستقیم به کار می‌روند. اگر بخواهیم شخصی را طوری نصیحت کنیم که از ما نرنجد از این جمله استفاده می‌کنیم.

If I were you, I wouldn’t eat so much greasy food.

اگر به جای تو بودم، اینقدر غذای چرب نمی‌خوردم.

 

If I were you, I’d take a few days off.

اگر به جای تو بودم، چند روز مرخصی می‌گرفتم.

 

تمرین:

برای هریک از موقعیت‌های زیر یک جمله شرطی نوع دوم بنویسید.

  1. I don’t have a car, so I go to work by bus.

If I had a car, I wouldn’t go to work by bus.

 

  1. I can’t speak Spanish and French. So I can’t work as a tour guide.
  2. Linda won’t marry Tom because she doesn’t love him.
  3. Bob has so many accidents because he’s so clumsy.
  4. We don’t have a map, sp we can’t find the way.
  5. I can’t play tennis because my back is aching.
  6. I don’t have my camera. That’s why I can’t take a photo.

 

واقعا مشتاق هستیم تا از مطالب بسیار مفید وبلاگ ما بهره ببرید.

یا از محصول « آموزش مکالمه زبان انگلیسی در ۴۵ روز » استفاده کنید.

 

اگر دوست داشتید پیشنهاد میکنیم به دوره های تخصصی آموزش ویدیویی کالوکیشن نگاهی بیاندازید.

پیشنهادات

- فایل‌های زیر پیشنهاد ما به شما برای حرفه‌ای‌تر شدن در زبان انگلیسی است

ضمایر و عبارت‌های ربط در انگلیسی | قسمت پنجم

 انواع عبارت‌های ربط: دانستیم که عبارت ربط (relative clause) عبارتی است که با یک ضمیر ربط شروع می‌شود و بعد از یک اسم قرار می‌گ...

چگونه آرزو کنیم؟

آرزو کردن (wish): در زبان انگلیسی برای بیان آرزو از عبارت I wish (ای کاش) استفاده می شود. I wish I had a better job.  ای کاش شغل بهتری داش...

نکاتی در مورد اسامی جمع و مفرد | قسمت سوم

در ادامه بحث جمع و مفرد، یک سری از علوم که ics ختم می شوند مفرد بوده و فعل آنها نیز مفرد بکار می رود. مانند Physics، statistics (آمار)، Electronics (ا...

جملات شرطی نوع سوم

شرطی نوع سوم (Third conditional): شرطی نوع سوم گذشته غیرواقعی (Past- unreal) نامیده می‌شود. این جمله شرطی نیز مانند شرطی نوع دوم بیانگر یک عمل...

دیدگاه‌های ارزشمند شما

برای ثبت نظر نیاز است که ابتدا وارد وبسایت شوید. در صورت عدم عضو ابتدا عضو وبسایت شوید
هنوز هیچ کامنتی ثبت نشده . شما اولین نفر باشید !